از گورخر پرسيدم
آيا تو سياه هستي با خط هاي سفيد
ياكه سفيدي با خط هاي سياه ؟
و گورخر از من پرسيد
آيا تو خوبي با عادت هاي بد
يا بدي با عادت هاي خوب ؟
آيا آرامي اما بعضي وقت ها شلوغ مي كني
يا شلوغي بعضي وقت ها آروم مي شوي ؟
آيا شادي بعضي روزها غمگين مي شوي
يا غمگيني بعضي روزها شاد ؟
آيا مرتبي بعضي روزها نامرتب
يا نامرتبي بعضي روزها مرتب ؟
و همچنان پرسيد و پرسيد و پرسيد . . .
ديگر هيچوقت از گورخري در باره ي خط روي پوستش
نخواهم پرسيد . . .
طول جاده
در میان خطوط سفید بهم چسبیده
ناگهان
فاصله ای است
برای دور زدن
یعنی باید برگشت
یا نه
باید تامل کرد
کدام یک
کسی می داند
ديشب مثل هميشه
زيپ پوستم را باز كردم
پيچ سرم را باز كردم
و رفتم توي رختخواب.
شب كه خواب بودم
يك آدم احمقي آمد تو
پوستم را تنش كرد
سرم را روي سرش پيچ كرد .
حالا با پاهاي من تو خيابان مي دود .
كارهايي مي كند كه من نمي كنم
حرف هايي مي زند كه من نمي زنم
بچه ها را قلقلك مي دهد
به مردها لگد مي زند
دست خانم ها را مي كشد .
حالا اگر اشك به چشمان زيباي شما بياورد
يا سرتان را درد آورد
بدانيد من نيستم
همان ديوانه اي است
كه پوست مرا تنش كرده .
كسي به فكر گل ها نيست
کسی به فکر گربه های جمع شده در خود، از سرما نیست
كسي نمي خواهد
باور كند كه باغچه دارد مي ميرد
كه قلب باغچه در زير آفتاب ورم كرده است
كه ذهن باغچه دارد ، آرام آرام
از خاطرات سبز تهي مي شود
و حس باغچه انگار
چيزي مجرد است كه در انزواي باغچه پوسيده است
گربه ی شهر ما تنهاست . . .
خر کسی است که جواب محبت را به بدی می دهد
و
نه آنکسی که به هر دلیلی به هر کسی محبت می کند . . .
می پرسید من خرم که اینقدر به او محبت کردم ؟ ! ؟
پس بده
تمام برگهایی را که روزی به اندازهی آنها دوستت داشتم را پس بده
دوستت دارم هایم را پس بده
با بغض و فریاد بخوان
همین !
چه کسی فکرش را می کرد
منی که در هر چه فکرش را بکنی
اسراف می کردم
امروز که زمان عشق ورزیدن رسیده . . .
این گونه صرفه جو شدم !!!
من یکبار توی آسمان...
زیر سایه ی ابرها
زندگی کردم...
باران مهمان ناخوانده ام...
باد نوازشگر ناخواسته ام...
بی هیچکس .. با هیچکس..
من یکبار...
فقط زندگی کردم !
تو که در لحظه های تنهایی
چهره دلپذیر فردایی
ساده ای سربه زیر و هستی بخش
اشتباهی شده , بودایی
واژه ای بی نظیر می خواهم
تا بگویم چقدر زیبایی
تازگی از تو شکل می گیرد
ای که هم جنس شعر نیمایی
قول دادی نیامدی
شاید
هشتمین روز هفته میایی